پایان یک تجربه یا آغاز یک زیست/ واکاوی سرنوشت «اجتماعات خیابانی»

پایان یک تجربه یا آغاز یک زیست/ واکاوی سرنوشت «اجتماعات خیابانی»

1405/07/04 سیاسی زمان مطالعه: 12 دقیقه 0 بازدید

چگونه «تجربه زیسته مردم» در خیابان به «سرمایه پایدار» تبدیل می‌شود؟ یک پژوهشگر اجتماعی پاسخ می‌دهد.

گروه سیاسی - زینب امیدی: ماه‌های اخیر، خیابان‌های کشور شاهد ظهور پدیده‌ای متفاوت از جنس اجتماعات متراکم شبانه بود؛ حضوری که فراتر از یک گردهمایی ساده، پرسش‌های بنیادینی را پیش روی ناظران اجتماعی و سیاست‌گذاران قرار داد. این تکاپوی مدنی که در پی تحولات سرنوشت‌ساز منطقه‌ای و ملی شکل گرفت، بیش از آنکه یک واکنش هیجانی گذرا باشد، نوعی «مواجهه» با بحران و آزمونی برای بازیابی پیوندهای گسسته یا تضعیف‌شده بود.

آنچه در این میان اهمیت حیاتی دارد، سرنوشت این «انرژی انباشته» است. آیا این حضور مردم‌نهاد، در قامت یک تجربه زیسته، توانایی تبدیل شدن به یک نهاد مستحکم اجتماعی و سرمایه‌ای پایدار را دارد؟ یا آنکه همچون بسیاری از رخدادهای تقویمی، در غبار روزمرگی و سازوکارهای بروکراتیک مرسوم، به فراموشی سپرده خواهد شد؟

پاسخ به این پرسش، تنها به تحلیل گذشته محدود نمی‌شود؛ بلکه چالشی پیش روی حکمرانی است تا دریابد چگونه می‌تواند میان «تجربه مردم در میدان» و «سیاست‌گذاری در ساحت قدرت»، پیوندی منطقی و کارآمد برقرار کند. در گفت‌وگو با محمدمهدی معیر، دانش آموخته دکتری علوم اجتماعی، پژوهشگر و استاد دانشگاه سعی داریم با تمرکز بر آسیب‌شناسی این وضعیت، نسبت میان «حضور در خیابان» و «آینده زیست جمعی» در آستانه دوران پس از بحران واکاوی شود.

در ادامه متن این گفت‌وگو را می‌خوانید:

اجتماعات شبانه , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

از سوگ تا استمرار؛ خیابان چگونه به محل انباشت رابطه تبدیل شد؟

تسنیم: استمرار اجتماعات شبانه پس از گذشت دویست شب را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟

معیر: از یک نقطه به بعد باید پرسش را عوض کرد. شب‌های نخست این بود که مردم چرا آمده‌اند؛ پس از چند هفته پرسش این شد که چرا هنوز می‌آیند؛ و پس از دویست شب، پرسش اصلی این است که این استمرار چه چیزی در جامعه پدید آورده که پیش از آن وجود نداشت.

سوگ شدت دارد، اما استمرار ندارد. چند شب نخست را می‌توان با فقدان، شوک و نیاز به جمع‌شدن توضیح داد. وقتی حضور از سوگ عبور می‌کند و به قطعه‌ای از زندگی شبانه بدل می‌شود، دیگر با هیجان جمعی روبه‌رو نیستیم؛ با تغییر کیفیت حضور روبه‌رو هستیم. تمایز اصلی هم در شمار افراد نیست. عدد را می‌توان یک‌شب ساخت؛ آنچه به‌سادگی ساخته نمی‌شود، بازگشت مکرر همان آدم‌ها به همان میدان است.

در چهار دهه گذشته راهپیمایی‌های بزرگی داشته‌ایم؛ 22 بهمن و روز قدس از جمله این رویدادها هستند. این برنامه‌ها در تقویم تعریف می‌شوند، رخ می‌دهند و پایان می‌یابند. در رویداد، زمان مصرف می‌شود؛ اما در این اجتماعات، زمان انباشته می‌شود. یک‌بار دیدن، آشنایی می‌آورد؛ چندبار دیدن، رابطه می‌سازد و به اعتماد نزدیک می‌شود. خیابان از محل تجمع به محل انباشت رابطه بدل می‌شود.

برخی جامعه‌شناسان تعبیر «نهاد» را به کار می‌برند؛ به این معنا که الگوی معینی از حضور و انتظار اجتماعی شکل بگیرد. خیابان را وقتی می‌توان در شمار نهاد آورد که از موقعیت اضطراری فراتر برود و رابطه را سازمان دهد.

تأکید رهبر رشید انقلاب بر ادامه این اجتماعات تا سالگرد رهبر شهید، به‌معنای تمدید یک مراسم نیست؛ یعنی این حضور با آتش‌بس و حتی با پیروزی قرار نیست پایان یابد. اگر قرار بود این اجتماعات صرفاً مناسبتی باشند، برگزاری مراسم سالگرد کافی بود. استمرار حضور، آن هم در شب‌های بمباران و موشک، نشان می‌دهد با برنامه‌ای موسمی و چهل‌وهشت‌ساله طرف نیستیم؛ با صورت تازه‌ای از زیست انقلابی روبه‌رو هستیم.

تعبیر دقیق‌تر این است: از خیابانِ واکنش به خیابانِ رابطه رسیده‌ایم. واکنش با حادثه زنده می‌ماند؛ رابطه می‌تواند پس از حادثه نیز باقی بماند. از این پس پرسش این نیست که چند نفر آمده‌اند؛ پرسش این است که این خیابان چه نوع جامعه‌ای می‌سازد.

دی‌ماه؛ اعتراض معیشتی و تلاش برای مصادره آن

تسنیم: برخی تحلیل‌ها، تحولات دی‌ماه را یا نشانه گسست کامل جامعه از نظام می‌دانند یا تمام آن را به عوامل خارجی نسبت می‌دهند. ارزیابی شما چیست؟

معیر: دی‌ماه را دو کلیشه تقلیل دادند. یک روایت می‌گوید جامعه یکسره از نظام بریده و شکاف، بلکه گسست اجتماعی، اتفاق افتاده است؛ روایت دیگر می‌گوید همه‌چیز را بیرون ساخته و تمام اتفاقات ناشی از رسانه‌های بیگانه و تحرکات دشمن بوده است. واقعیت این است که بسترها و زمینه‌های داخلی امکان اثرگذاری رسانه‌های بیگانه و تحرکات و خشونت‌های سازمان‌یافته را فراهم کرد.

در ابتدای ماجرا جرقه اقتصادی بود؛ مسئله معیشت. انکار این لایه، چشم بستن بر زندگی روزمره است. سپس زبان اعتراض سیاسی شد. تا اینجا با اعتراض اجتماعی روبه‌رو هستیم.

نقطه عطف، هجدهم و نوزدهم دی‌ماه است. در آنجا لایه دومی روی لایه نخست نشست: تلاش برای مصادره اعتراض‌ها. اعتراض ماده خام است؛ پروژه سیاسی می‌خواهد مالک آن شود و با خشونت سازمان‌یافته آن را به سمت اهداف خود پیش ببرد؛ تا جایی که به شبه‌کودتا نزدیک می‌شود.

بدنه معترضان با نوک پیکان یکی نبود. بخش بزرگی از مردم به‌دلیل فشار زندگی به میدان آمده بودند؛ اما نوک پیکان برای تصرف عرصه و سرنگونی نظام آمده بود. بار ضدساختاری را بر دوش بدنه‌ای گذاشتند که تمایلی به حمل آن نداشت. از این‌رو، آن دو شب را نه می‌توان «انقلاب مردم» نامید و نه «فقط اعتراض معیشتی». اعتراضی بود که خواستند از آن پلی به سوی براندازی بزنند. اگر تعبیر شبه‌کودتا به کار می‌رود، باید ناظر به همین لایه دوم باشد، نه همه کسانی که آن شب در کوچه بودند.

اجتماعات شبانه , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

«دو ایران» نیست؛ دو لایه از یک جامعه است

تسنیم: اجتماعات پس از آن حوادث و حضور مردم در دویست شب اخیر، چه نسبتی با اعتراض‌های دی‌ماه دارد؟

معیر: تصویر اسفند و این دویست شب، همان جامعه را در «تعریف موقعیت» دیگری نشان می‌دهد. جنگ و ترور رهبر، مسئله را یک طبقه بالاتر برد: سرزمین، امنیت، خانواده و ماندن ایران. این دو ایران نیست؛ دو لایه از یک جامعه است. دی‌ماه شکاف‌های زندگی روزمره را آشکار کرد و این اجتماعات، پیوند در وضعیت تهدید را نشان داد. هر دو واقعی‌اند؛ همان مردم‌اند.

خیابان رمز ثابت ندارد؛ واسطه‌ای است که هر بار به شکلی دیگر کدگذاری می‌شود: یک‌بار با کمبود و یک‌بار با بقا. نارضایتی از وضعیت، با آمادگی برای فروپاشی نظم یکی نیست. دشمن این دو را یکی گرفت؛ برخی تحلیل‌های داخلی نیز همین اشتباه را کردند.

درس سخت برای حکمرانی همین است: نظامی که فقط مدافع را ببیند، از معترض غافلگیر می‌شود؛ دشمنی هم که فقط معترض را ببیند، نمی‌فهمد چرا پس از حذف رأس، آشوب مورد انتظار اتفاق نیفتاد.

خیابان در بحران، «حسگر اجتماعی» است

تسنیم: وقتی گفته می‌شود «محاسبات دشمن به هم ریخت»، این گزاره را چگونه می‌توان از سطح شعار خارج و ارزیابی کرد؟

معیر: گزاره «محاسبات دشمن به هم ریخت» را باید از زبان تبلیغات جدا کرد تا قابل سنجش شود. سناریو سه لایه داشت: حذف رأس، فلج فرماندهی و سپس آشوب خیابانی. لایه سوم شرط پیروزی بود. دویست شب، حتی در شب‌های موشک‌باران، آن لایه گشوده نشد.

خیابان در بحران فقط ویترین قدرت نیست؛ حسگر اجتماعی است. خیابان نشان می‌دهد بخشی از جامعه هنوز خود را در نسبت با یک «ما» تعریف می‌کند.

نسبت مردم و قدرت در این تجربه، از الگوی متعارف علوم سیاسی فاصله می‌گیرد. در آن الگو، مردم غالباً مخاطب‌اند: درصد موافقت، میزان رأی و شمار شرکت‌کنندگان در راهپیمایی؛ یعنی شاخص‌اند. اما در تجربه انقلاب اسلامی، مردم فقط مخاطب انقلاب نیستند.

سرمایه در گردش، نه «ویترین بحران»؛ حکمرانی باید هم‌تراز مردم باشد

تسنیم: چگونه می‌توان این «سرمایه» انباشته‌شده در دویست شب اخیر را حفظ کرد و به هرز نبرد؟

معیر: این دویست شب ذخیره ثابت نیست؛ «سرمایه در گردش» است. اگر فقط درباره‌اش سخن بگوییم حفظ نمی‌شود. اگر درست به کار گرفته شود، می‌افزاید و اگر بد به کار گرفته شود، می‌فرساید. نباید این امر برای ما عادی شود؛ چراکه عادی‌شدنِ امر استثنایی، نخستین مرحله فرسایش معناست.

در منطقه دولت‌هایی هستند که برای یک شب از چنین حضوری، جهت ساختن ذره‌ای پیوند اجتماعی، هزینه‌های گزافی حاضرند بپردازند. اینجا این سرمایه از دل تجربه مردم جوشیده است. نمی‌توان جای آن را با چند جمله در سخنرانی پر کرد. مسئله قدردانی نیست؛ مسئله اعتبار این حضور است. سرمایه اگر در ویترین بماند، سرمایه نیست؛ اعلان است.

تیم مذاکره‌کننده، اتخاذ مواضع مسئولان و سخنرانی در مجامع بین‌المللی، فقط پیام به بیرون نیستند؛ بلکه رابطه دولت و جامعه را نیز بازنمایی می‌کنند. اگر میدان در داخل «تزئین» باشد و در خارج «پوستر»، این سرمایه به ثمن بخس رفته است. «ثمن بخس» فقط امتیاز دادن روی کاغذ نیست؛ تصمیم نامتناسب، موضع مبهم و فاصله گفتار رسمی با تجربه مردم، همان فروش ارزان این سرمایه عظیم است. پول را می‌توان بازگرداند، اما اعتمادِ سوخته را نه به این سرعت.

مذاکره «مکتب» نیست، «ابزار» است؛ نه ذاتاً ضعف است و نه ذاتاً قدرت. ابزار وقتی معنا دارد که پشت آن «جامعه واقعی» باشد، نه جامعه فراموش‌شده. رهبر شهید علی‌الاصول با این مذاکرات چندان موافق نبودند. تجربه نیز پیشِ روی ماست: در میانه گفتگو، فرمانده و رهبر هدف گرفته شدند. پس از آن، پرسش «مذاکره یا عدم مذاکره» پرسش درستی نیست؛ پرسش این است که مذاکره با اتکا به کدام قدرت و با چه خط قرمزی؟

نمایندگی این سرمایه یعنی مسئول چنان سخن بگوید و عمل کند که این الگو تقویت شود، نه دور زده شود. مردم اگر ایستاده‌اند، حکمرانی باید به همان اندازه دقیق و قابل‌اعتماد باشد. نمی‌توان اقتصاد را با زبان پیش از جنگ اداره کرد و از مردم خواست با زبان جنگ زندگی کنند. استقلال یعنی از همین پیوند اجتماعی، جغرافیا ساختن، نه عوض کردن حامی.

اگر دی‌ماه و دو جنگ اخیر به‌درستی فهمیده شود، این سرمایه «ویترین بحران» نمی‌شود. ویترین یعنی خرج کردن در تنگنا و بازگشت به روال عادی در زمان پس از بحران. سرمایه در گردش باید به کارآمدی، زنجیره تأمین، آموزش و زبان سیاست خارجی برود؛ وگرنه مصرف شده و چیزی نساخته است.

اجتماعات شبانه , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,اجتماعات شبانه , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

سه تهدید اصلی برای «زیست انقلابی»؛ از تقویمی‌شدن تا بروکراتیک‌شدن

تسنیم: پس از پایان دوران بحران و جنگ، سرنوشت این اجتماعات چه خواهد شد؟ آیا باید منتظر پایان آن باشیم؟

معیر: پس از جنگ، پرسش این نیست که تجمع ادامه می‌یابد یا نه؛ پرسش این است که آیا چیزی از آن وارد ساختمان جامعه شده است یا خیر. این حضور قرار نبود با پایان جنگ یا حتی با پیروزی، به برنامه موسمی بدل شود. اگر همه‌چیز به چند تاریخ در تقویم برگردد، تجربه بزرگ را دوباره به «مراسم فروکاسته‌ایم».

من سه خطر را در رابطه با این تجمعات جدی می‌دانم:

1. تقویمی‌شدن: آنچه زنده بود در تاریخ‌های مشخص محصور شود.

2. بروکراتیک و اداری‌شدن: آنچه از مردم آغاز شد، چندان سازمانی گردد که فاعل و کنشگرِ میدان، به «مستأجرِ برنامه» بدل شود. سازمان اگر سقف و امنیت بدهد تثبیت می‌کند؛ اما اگر «مالک» شود، همان کسانی که میدان را ساختند، فقط حاضر می‌مانند. چهار دهه کار فرهنگی را به نهاد سپردیم و خیالمان آسوده شد؛ در نتیجه جامعه «مصرف‌کننده» شد، نه تولیدکننده.

3. مصرف سیاسی: سرمایه فقط در بحران و سخنرانی خرج شود و زندگی مردم، بی‌دستاورد ملموس، به روال پیشین برگردد. اگر این سه رخ دهد، جمعیت ممکن است بماند، اما کیفیت اجتماعی از میان خواهد رفت.

اگر تجربه از «خیابان» به «محله» برود، از «هیجان» به «رابطه»، از «خاطره» به «تربیت»، و از «شب» به «همکاری روز»، آن‌گاه با یک خاطره باشکوه روبه‌رو نیستیم؛ با صورت تازه‌ای از زیست جمعی روبه‌رو هستیم. همسایگانی که فقط از کنار یکدیگر می‌گذشتند، شبکه اعتماد پیدا کنند؛ پیوند خانواده، مسجد، مدرسه و میدان برقرار بماند؛ زنی که در این شب‌ها از حاشیه هیئت به متن آمد، در تولید امر جمعی روز نیز بماند؛ کودکی که وطن را در میدان «دوید» نه «حفظ کرد»، حافظه‌اش گرم بماند، نه سرد.

از «صحنه» به «سرچشمه»؛ آزمون بزرگ حکمرانی در حفظ سرمایه اجتماعی

تسنیم: در نهایت، چه مسیری پیش روی این جریان اجتماعی قرار دارد تا به دستاوردی پایدار تبدیل شود؟

معیر: خیابان نباید تا ابد مرکز این تجربه بماند. موفقیت زمانی محقق می‌شود که آنچه در خیابان ساخته شده، بدون نیاز به حضور دائمی در خیابان نیز تداوم یابد و در بطن زندگی جاری شود. میدان باید از «صحنه» به «سرچشمه» بدل شود. میدان در بهترین حالت، «حافظه گرم» است؛ چیزی که پس از فروکش کردن هیجانات، همچنان به انتخاب‌های فردی و جمعی جهت می‌دهد.

رخداد اگر فقط بر مردم گذشته باشد، «سوگ» است؛ اما اگر مردم بر مبنای فهم آن رخداد عمل کنند، «افق» می‌سازد. آنچه اهمیت دارد، صرفِ خودِ دویست شب نیست؛ بلکه چیزی است که از دل این دویست شب عبور می‌کند. اگر این عبور صورت گیرد، این حضور صرفاً پاسخی به یک بحران نبوده، بلکه الگوی تازه‌ای از پیوند اجتماعی را آشکار کرده است. اما اگر چنین نشود، سال‌ها درباره دویست شب سخن خواهیم گفت، ولی آنچه باقی می‌ماند صرفاً یک «خاطره» است، نه یک «نهاد»؛ و فاصله این دو را باید از امروز جدی گرفت.

مردم کار خود را کرده‌اند. پرسش از این پس دیگر از مردم نیست؛ پرسش از این است که آیا حکمرانی می‌تواند این سرمایه را در «گردش» نگه دارد، یا آن را به بایگانی تقویم، بروکراسی اداری و ویترین‌های نمایشی می‌سپارد؟

دیدگاه‌ها

0 دیدگاه
در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...
دسته‌ها ذخیره‌ها ثبت آگهی پیام‌ها ملک من
دسته‌بندی‌ها
ذخیره‌های من
لیست ذخیره‌ها خالی است

آگهی‌ها و قیمت‌های مورد علاقه خود را ذخیره کنید

منوی حساب کاربری

برای استفاده از تمام امکانات وارد شوید

انتخاب شهر