نامیرا |روایت وداع - دیدار؛ بدون کارت دعوت

نامیرا |روایت وداع - دیدار؛ بدون کارت دعوت

1405/05/27 سیاسی زمان مطالعه: 1 دقیقه 0 بازدید

دهه هشتادی است از جنوب آمده، بیش از هزار کیلومتر راه را پشت سر گذاشته فقط برای اینکه امشب،کنار رهبرش باشد.

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: ساعت، سه بامدادِ سیزدهم تیرماه است. هنوز ساعت‌ها تا آغاز مراسم وداع با رهبر شهید مانده، اما عده‌ای از مردم، خودشان را به هر شکل ممکن به شبستان مصلی رسانده‌اند.

نگاه‌ها، همه به یک سمت است،‌ به جایگاه وداع. ما میان جمعیت قدم می‌زنیم تا روایت آدم‌ها را جست‌وجو ‌کنیم. هر کس، دلیلی برای آمدن دارد. در همین میان، روی پله‌های صحن مصلی، گریه‌های بی‌امان یک پسر، مرا از ادامه راه بازمی‌دارد. نه فریاد می‌زند، نه چیزی می‌گوید، فقط گریه می‌کند.

دهه هشتادی است. از جنوب آمده، بیش از هزار کیلومتر راه را پشت سر گذاشته فقط برای اینکه امشب، اینجا کنار رهبرش باشد.

.

میان این جمعیت در آخرین دیدار با رهبر شهید گاهی، تمام یک روایت می‌تواند در اشک‌های یک نفر خلاصه ‌شود. و آن شب، برای من، روایت مصلی، از همین پله‌ها آغاز شد.


 

دیدگاه‌ها

0 دیدگاه
در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...
دسته‌ها ذخیره‌ها ثبت آگهی پیام‌ها ملک من
دسته‌بندی‌ها
ذخیره‌های من
لیست ذخیره‌ها خالی است

آگهی‌ها و قیمت‌های مورد علاقه خود را ذخیره کنید

منوی حساب کاربری

برای استفاده از تمام امکانات وارد شوید

انتخاب شهر