یادداشت| دشمن یک تن را هدف گرفت اما با اراده یک ملت مواجه شد

یادداشت| دشمن یک تن را هدف گرفت اما با اراده یک ملت مواجه شد

1405/06/24 سیاسی زمان مطالعه: 8 دقیقه 0 بازدید

دویست شب حضور در خیابان یا دویست بار تکرار یک پیام؟ تحلیل علیرضا زندیان از پیام‌های پنهان در حضور مردمی.

به گزارش گروه پارلمانی خبرگزاری تسنیم، علیرضا زندیان نماینده بیجار در مجلس شورای اسلامی در یادداشتی به مناسبت دویستمین شب حضور مردم در خیابان‌ها و میادین شهرها، نوشت:

برای تحلیل آنچه طی این دویست شب در خیابان‌های کشور رخ داده، نباید صرفاً به ظاهر یک اجتماع شبانه نگاه کنیم. به اعتقاد من، ما با یک پدیده عمیق اجتماعی، سیاسی و اعتقادی مواجه هستیم؛ پدیده‌ای که ریشه آن را باید در پیوند تاریخی ملت ایران با آرمان‌های انقلاب، استقلال کشور و جایگاه رهبری جست‌وجو کرد. آنچه پس از ترور و شهادت جان‌سوز رهبر امت اتفاق افتاد، صرفاً واکنش عاطفی چندروزه به یک حادثه تلخ نبود. دشمن تصور می‌کرد با حذف شخصیت والا، آرزشمند و بی تکرار آن بزرگوار و وارد کردن چنین ضربه سنگینی، می‌تواند جامعه ایران را دچار سرگشتگی، انفعال و فروپاشی روحی کند؛ اما آنچه در عمل مشاهده شد، از منظر ما درست در نقطه مقابل این محاسبه بود.

مردم به خیابان آمدند و این حضور، شب به شب استمرار پیدا کرد. اهمیت مسئله دقیقاً همین‌جاست. ممکن است یک ملت در روزهای نخست یک حادثه بزرگ، تحت تأثیر احساسات به میدان بیاید؛ اما وقتی یک حرکت تا دویستمین شب ادامه پیدا می‌کند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک واکنش احساسی و زودگذر دانست. این استمرار، در نگاه من، حامل یک پیام روشن است: دشمن توانست جسم رهبر یک امت را هدف قرار دهد، اما نتوانست رابطه میان مردم و آرمانی را که او نمایندگی می‌کرد از میان ببرد.

به همین دلیل من معتقدم خون امام شهید امت، به جای آنکه نقطه پایان یک مسیر باشد، به نقطه آغاز مرحله‌ای تازه تبدیل شد. دشمن به دنبال ایجاد خلأ بود، اما خون شهید، صحنه را از خلأ به حضور تبدیل کرد؛ به دنبال ایجاد ترس بود، اما نتیجه‌ای که ما دیدیم، آمدن مردم به میدان بود؛ به دنبال پراکندگی جامعه بود، اما در بخش مهمی از جامعه نوعی همگرایی و احساس سرنوشت مشترک شکل گرفت. این همان خطای محاسباتی بزرگی است که دشمنان ملت ایران بارها مرتکب شده‌اند: ملت ایران را صرفاً با محاسبات مادی و نمودارهای سیاسی تحلیل می‌کنند و مؤلفه ایمان، هویت تاریخی، غیرت ملی و فرهنگ شهادت را نمی‌بینند.

اگر بخواهم در یک جمله بگویم، دشمن برای پایان یک راه شلیک کرد، اما همان خون پاک و مطهر، آغاز یک راه تازه شد.

نکته دوم، خودجوش بودن این حضور است. از نگاه من ارزش سیاسی چنین اجتماعاتی دقیقاً زمانی چند برابر می‌شود که مردم احساس کنند خودشان صاحب صحنه‌اند. اینجا دیگر مسئله صرفاً حمایت از یک دولت، یک دستگاه یا حتی یک جریان سیاسی نیست؛ مسئله دفاع از هویت، استقلال و موجودیت یک ملت است. ممکن است مردم درباره مسائل اقتصادی، اجتماعی و حتی شیوه اداره کشور انتقادهای جدی داشته باشند ــ و طبعاً حق دارند مطالبه و نقد کنند ــ اما وقتی احساس کنند استقلال و امنیت کشور هدف قرار گرفته، معادله تغییر می‌کند. آنجا بسیاری از اختلافات داخلی در برابر یک تهدید بزرگ‌تر رنگ می‌بازد.

به همین علت معتقدم یکی از پیام‌های مهم این دویست شب آن است که نباید «مردم» را با هیچ جناح و دسته سیاسی یکی دانست. مردمی که به میدان می‌آیند لزوماً در همه مسائل یک دیدگاه ندارند، اما ممکن است بر سر یک اصل اساسی با یکدیگر به نقطه مشترک برسند: ایران را نمی‌توان با ترور، تهدید و فشار خارجی به زانو درآورد.

برخی تحلیلگران گفته‌اند یکی از عوامل اصلی ناکامی دشمن در رسیدن به اهداف خود همین حضور مردم بوده است. من معتقدم این تحلیل قابل تأمل و از جهات مهمی درست است. در هر طراحی علیه یک کشور، فقط توان نظامی مطرح نیست. محاسبه دشمن درباره روحیه جامعه، میزان انسجام اجتماعی، واکنش مردم در لحظه بحران و فاصله یا نزدیکی ملت با حاکمیت نیز اهمیت دارد. اگر دشمن تصور کند با وارد کردن یک ضربه می‌تواند جامعه را به آشوب، یأس و فروپاشی روانی بکشاند، اما ناگهان با خیابان‌هایی مواجه شود که مردم در آنها حضور دارند، بخشی از محاسبات اولیه او به هم می‌ریزد.

به بیان روشن‌تر، امنیت فقط پشت خاکریز ساخته نمی‌شود؛ بخشی از امنیت یک ملت در خیابانی ساخته می‌شود که مردمش حاضر نیستند در برابر تهدید خارجی سر خم کنند.*

از همین منظر، معتقدم باید مفهوم «قدرت مردم» را جدی‌تر از گذشته فهمید. موشک، تجهیزات دفاعی، قدرت اطلاعاتی و توان نیروهای مسلح جایگاه خود را دارند و برای حفظ کشور ضروری‌اند؛ اما پشتوانه همه اینها جامعه‌ای است که در لحظه خطر احساس کند سرنوشت کشور، سرنوشت خود اوست. دشمن اگر احساس کند با یک ساختار سیاسی تنها مواجه است، یک نوع محاسبه می‌کند؛ اما وقتی ببیند در پشت آن، ملتی ایستاده که حتی پس از دویست شب هنوز حاضر است پیام حضور خود را تکرار کند، ناچار است بسیاری از محاسباتش را بازنگری کند.

در این میان، شهادت رهبر امت نیز یک اثر ویژه داشت. شهادت در فرهنگ سیاسی و دینی ملت ایران صرفاً به معنای از دست دادن یک فرد نیست. خون شهید در این فرهنگ می‌تواند به عامل تولید هویت، همبستگی و مسئولیت تبدیل شود. به همین جهت است که می‌گویم آنچه پس از این شهادت شکل گرفت، در نگاه ما نوعی «بعثت مردمی» بود؛ یعنی حادثه‌ای که بخشی از جامعه را دوباره متوجه مسئولیت تاریخی خود کرد.

آنها گمان کردند با ترور، ملت را بی‌سر می‌کنند؛ اما خون شهید، میلیون‌ها انسان را نسبت به سرنوشت کشورشان حساس‌تر کرد.

البته باید مراقب باشیم این سرمایه بزرگ مردمی را مصادره جناحی نکنیم. اگر این حضور حقیقتاً متعلق به مردم است، باید متعلق به همه مردم در همه اعصار باقی بماند. بزرگ‌ترین خطا این است که کسی تصور کند می‌تواند این سرمایه اجتماعی را به نام یک حزب، گروه یا مجموعه خاص ثبت کند. پیام این حضور، از نگاه من، بسیار فراتر از رقابت‌های روزمره سیاسی است. این مردم ممکن است در انتخابات به افراد متفاوت رأی بدهند، درباره اقتصاد و فرهنگ دیدگاه‌های متفاوت داشته باشند و حتی منتقد برخی عملکردها باشند، اما در مسئله استقلال ایران و مقابله با تحمیل خارجی می‌توانند در یک جبهه قرار بگیرند.

این همان «اتحاد مقدس» است. اتحاد مقدس به معنای حذف اختلاف‌نظر نیست؛ به معنای فهمیدن اولویت‌ها در لحظه تاریخی است. یعنی من و شما ممکن است درباره ده‌ها مسئله اختلاف داشته باشیم، اما هنگامی که دشمن، تمامیت و استقلال کشور را هدف گرفته، بدانیم کدام اختلاف را باید کنار بگذاریم و در کدام نقطه باید کنار یکدیگر بایستیم.

از سوی دیگر، این اجتماعات یک پیام خارجی بسیار جدی نیز دارد. پیام آن این است که درباره ایران دچار خطای محاسباتی نشوید. ممکن است فشار اقتصادی ایجاد کنید، ممکن است عملیات روانی به راه بیندازید، ممکن است با ابزار رسانه‌ای تلاش کنید جامعه را مأیوس نشان دهید، اما نباید تصور کنید هر نارضایتی داخلی الزاماً به معنای همراهی مردم ایران با یک پروژه خارجی است. این دو مسئله کاملاً متفاوت‌اند.

مردم می‌توانند از مشکلات کشور ناراضی باشند و همزمان در برابر دشمن خارجی بایستند. می‌توانند مطالبه‌گر باشند و در عین حال اجازه ندهند بیگانه برای آینده آنها تصمیم بگیرد. این یکی از پیچیدگی‌های جامعه ایران است که دشمن بارها در فهم آن دچار اشتباه شده است.

بنابراین اگر بخواهم پیام دویستمین شب را خلاصه کنم، می‌گویم: ملت ایران ممکن است گلایه داشته باشد، ممکن است مطالبه داشته باشد، اما استقلالش را معامله نمی‌کند.

و نکته آخر اینکه مسئولیت مسئولان پس از چنین حضوری بسیار سنگین‌تر است. اگر مردم در لحظه خطر به میدان آمده‌اند، مسئولان نیز باید در میدان خدمت حاضر باشند. نمی‌شود از حضور و ایستادگی مردم سخن گفت، اما نسبت به معیشت، عدالت، فساد، تبعیض و مشکلات روزمره آنها بی‌تفاوت بود. خون شهید اگر موجب وحدت شده است، حفظ این وحدت فقط با شعار امکان‌پذیر نیست؛ باید با کارآمدی، عدالت و خدمت صادقانه از آن پاسداری کرد.

امروز این سرمایه اجتماعی یک امانت است. دشمن شاید انتظار داشت شهادت رهبر امت، آغاز فروپاشی و تفرقه باشد؛ اما از منظر ما، آن خون مطهر به عاملی برای احیای احساس همبستگی و حضور تبدیل شد. اکنون وظیفه همه کسانی که مسئولیتی در جمهوری اسلامی دارند این است که اجازه ندهند این سرمایه عظیم بر اثر ناکارآمدی، اختلافات داخلی یا منافع جناحی آسیب ببیند.

و سخن پایانی من این است: دویست شب حضور، فقط دویست شب حضور در خیابان نیست؛ دویست بار تکرار یک پیام است. پیامی به دشمن که ترور، ملت ایران را تسلیم نمی‌کند؛ پیامی به دوستان ایران که این کشور در سخت‌ترین لحظات می‌تواند دوباره روی پای خود بایستد؛ و پیامی به مسئولان که مردمی که در روز خطر پشت کشورشان ایستاده‌اند، شایسته بهترین نوع خدمت، صداقت و عدالت‌اند.

خون امام شهید امت قرار بود چراغ این مسیر را خاموش کند؛ اما اگر این حضور مردمی را معیار قرار دهیم، همان خون به چراغی برای ادامه مسیر تبدیل شده است. دشمن یک تن را هدف گرفت، اما با اراده یک ملت مواجه شد. و تا زمانی که این اراده، این ایمان و این غیرت ملی زنده باشد، هیچ قدرتی نمی‌تواند آینده ایران را از بیرون برای ملت ایران تعیین کند.

دیدگاه‌ها

0 دیدگاه
در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...
دسته‌ها ذخیره‌ها ثبت آگهی پیام‌ها ملک من
دسته‌بندی‌ها
ذخیره‌های من
لیست ذخیره‌ها خالی است

آگهی‌ها و قیمت‌های مورد علاقه خود را ذخیره کنید

منوی حساب کاربری

برای استفاده از تمام امکانات وارد شوید

انتخاب شهر