خصوصیسازی ایرانخودرو؛ اصلاح مدیریت یا انتقال بحران؟
خصوصیسازی، معوقات ایرانخودرو را کاهش داد، اما هنوز به سودآوری پایدار و کاهش واقعی هزینه تولید نرسیده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، انتقال مدیریت ایرانخودرو به بخش خصوصی با این انتظار انجام شد که افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها، اصلاح ساختار مالی و بهبود کیفیت محصولات را به دنبال داشته باشد. با این حال، عملکرد شرکت پس از این انتقال نشان میدهد که خصوصیسازی، دستکم تاکنون، نتوانسته تغییر بنیادینی در وضعیت اقتصادی و صنعتی ایرانخودرو ایجاد کند.
ایرانخودرو از رشد تولید، افزایش فروش و کاهش تعهدات معوق بهعنوان مهمترین دستاوردهای دوره جدید یاد میکند. کاهش تعهدات معوق و بهبود روند تحویل خودرو، بدون تردید یک موفقیت عملیاتی محسوب میشود؛ اما این دستاورد بهتنهایی نمیتواند معیار ارزیابی موفقیت خصوصیسازی باشد. شاخصهای تعیینکننده، سودآوری پایدار، کاهش هزینه تولید، بهبود کیفیت، افزایش بهرهوری و کاهش وابستگی به حمایتهای دولتی است.
در بخش مالی نیز افزایش درآمد عملیاتی الزاماً به معنای بهبود عملکرد نیست. رشد فروش ریالی، در شرایط تورمی، میتواند عمدتاً ناشی از افزایش قیمت محصولات باشد. زمانی میتوان از موفقیت اقتصادی سخن گفت که رشد درآمد با افزایش حاشیه سود، کاهش بهای تمامشده و بهبود جریان نقدی همراه باشد. در حالی که صورتهای مالی ایرانخودرو همچنان تحت تأثیر زیان انباشته، هزینههای مالی سنگین و فشار نقدینگی قرار دارد.
ثبت سود خالص محدود در شرکت اصلی و خروج از شمول ماده 141 نیز باید با احتیاط تفسیر شود. بخش مهمی از اصلاح سرمایه از محل تجدید ارزیابی داراییها انجام شده و این اقدام، اگرچه ترازنامه را از نظر حسابداری بهبود میدهد، بهمعنای ورود نقدینگی جدید، کاهش بدهی یا اصلاح عملیات تولید نیست. بنابراین، نمیتوان خروج از ماده 141 را معادل عبور واقعی شرکت از بحران مالی دانست.
صورت مالی ایران خودرو در 3 ماهه امسال:

از سوی دیگر، افزایش قیمت محصولات ایرانخودرو پرسشهای جدی درباره دستاورد خصوصیسازی برای مصرفکننده ایجاد کرده است. اگر هدف از واگذاری، ارتقای بهرهوری و کاهش هزینهها بود، چرا نتیجه آن در برخی محصولات، افزایش قیمت قابل توجه بوده است؟ آیا رشد تولید و بهبود مدیریت توانسته بخشی از فشار هزینهای را جذب کند یا بار اصلی اصلاحات همچنان بر دوش مشتریان گذاشته شده است؟
البته افزایش هزینه مواد اولیه، ارز، قطعات، انرژی و دستمزد، واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ اما خصوصیسازی زمانی معنا پیدا میکند که مدیریت جدید بتواند بخشی از این فشار را از مسیر بهرهوری، اصلاح زنجیره تأمین، کاهش هزینههای سربار و توسعه محصولات رقابتی جبران کند، نه اینکه صرفاً با افزایش قیمت، زیان شرکت را به بازار منتقل کند.
در مجموع، عملکرد ایرانخودرو پس از خصوصیسازی را میتوان در دو سطح ارزیابی کرد: در سطح عملیاتی، کاهش معوقات و بهبود تحویل خودرو قابل دفاع است؛ اما در سطح ساختاری، هنوز نشانهای روشن از سودآوری پایدار، اصلاح ترازنامه، کاهش هزینه تولید و استقلال از مداخلات دولتی دیده نمیشود.
خصوصیسازی ایرانخودرو تاکنون بیشتر به تغییر مدیریت و کنترل بحران جاری منجر شده است، نه تحول بنیادین در مدل کسبوکار. قضاوت نهایی درباره موفقیت این فرآیند زمانی ممکن خواهد بود که شرکت بتواند بدون اتکا به افزایش مستمر قیمت، از محل عملیات اصلی خود سود ایجاد کند و این سود در صورتهای مالی تلفیقی نیز پایدار بماند.
دیدگاهها
0 دیدگاه